تبليغاتX
تمنا

تمنا

شعر



ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند

الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را

اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند

ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند

زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال


چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند

خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود

خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت

دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود

دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود

رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است

سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست

سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي ز

سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود


معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود

موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند

هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:45  توسط تمنا  | 

 

چشمم به آسمان افتاد که آبی بود

ابر ها را در اوج خنده یشان دیدم

و باد در این میان فقط زوزه می کشید

درختان و گلها از ترس باد در کنار هم می لرزیدند

آسمان گریه کرد و قطرات اشک همین طور بر روی درختان

ریخته می شد !

از گریه ی ابر گل ها و درختان هم زیر گریه زدند

و قطرات شبنمی که روی آنها افتاده بود

حالت عجیبی در انها بوجود آورده بود

دریای خروشان اشک چاری شده را در خودش جای داد

و برای تشکر قایق های ایستاده را به جلو هل داد

یکبار دیگر چشمم به آسمان افتاد

خورشید طلائی زمین را غرق نور و روشنی کرده بود

تا اینکه کم کم خورشید جای خود را به ستارگان داد

ستاره ها علاقه ای به آمدن نداشتند

ولی نسیم کار خودش را کرد

ابر های پاره پاره را نمی دانم به کجای آسمان هل داد

تا ستاره ها پیدا شدند

ستاره ای بسیار قشنگ چشمک می زد

و ماه و ستاره های دیگر می خندیدند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:1  توسط تمنا  | 

سلام

 

یا حســـــــــــین

 

می زند مرغ دلم پردر هوایت یا حســـــــــــین

جامه بر تن می درد دل در عزایت یا حســـــــــــین

 

 

آه از آن روزی که شد جــــسم شریفت چاک چاک

جان فدای پیکر گلگون قبـــــــایت یا حــــســـین

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 18:38  توسط تمنا  | 

تا کی   به  تمنای     وصال    تو  یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد بسر آید غم    هجران تو  یا نه؟

ای تیر غمت را   دل    عشاق  نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

شیخ بهائی

 

          **************************************************

 

باید خریدارم  شوی    تا من خریدارت    شوم

وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت  شوم

من نیستم جون    دیگران  بازیچه     بازیگران

اول   بدام   آرم    ترا   انگه   گرفتارت   شوم

 

                     ********************************

سزای چون تو گلی گرچه نیست خانه ما

بیا چو بوی گل   امشب   به   آشیانه   ما

تو ای ستاره   خندان کجا    خبر  داری  ؟

ز    ناله  سحر   و     گریه    شبانه     ما

چو بانگ رعد خروشان که پیچند اندر کوه

جهان پر است    ز گلبانگ    عاشقانه  ما

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 8:19  توسط تمنا  |